به گزارش مثبت خودرو، قطعهسازان داخلی که بهعنوان ستون فقرات صنعت خودرو شناخته میشوند، در فضای «نه جنگ نه صلح» بیش از بسیاری از بخشهای تولیدی تحت فشار قرار گرفتهاند. این وضعیت محصول تلاقی دو روند متضاد است: از یک سو تشدید تنشهای سیاسی و امنیتی، افزایش تهدیدهای متقابل و احتمال بازگشت یا تشدید تحریمها؛ […]
به گزارش مثبت خودرو، قطعهسازان داخلی که بهعنوان ستون فقرات صنعت خودرو شناخته میشوند، در فضای «نه جنگ نه صلح» بیش از بسیاری از بخشهای تولیدی تحت فشار قرار گرفتهاند. این وضعیت محصول تلاقی دو روند متضاد است: از یک سو تشدید تنشهای سیاسی و امنیتی، افزایش تهدیدهای متقابل و احتمال بازگشت یا تشدید تحریمها؛ و از سوی دیگر ادامه مذاکرات دیپلماتیک و تلاش برای رسیدن به توافقی که بتواند بخشی از محدودیتها را کاهش دهد. همین تعلیق میان سناریوی تشدید بحران و سناریوی گشایش سیاسی، فضایی از بلاتکلیفی ایجاد کرده که تصمیمگیری بلندمدت را برای فعالان صنعت دشوار کرده است.
در سناریوی نزدیک شدن به جنگ یا افزایش تنش، نخستین اثر در بازار ارز و مبادلات مالی نمایان میشود. با بالا رفتن ریسکهای ژئوپلیتیک، انتظارات تورمی تشدید و نرخ ارز دچار نوسان میشود؛ اتفاقی که بهسرعت هزینه تأمین مواد اولیه، آلیاژها و تجهیزات وارداتی را بالا میبرد. علاوه بر آن، محدودیتهای بانکی و حملونقل بینالمللی نیز تشدید میشود و زمان و هزینه واردات افزایش مییابد. قطعهسازان که بخش مهمی از نهادههای تولید و فناوری خود را از خارج تأمین میکنند، در چنین شرایطی با فشار مضاعف هزینهای و اختلال در برنامهریزی تولید روبهرو میشوند.
در مقابل، هر نشانهای از پیشرفت در مذاکرات یا احتمال توافق، انتظارات مثبت در بازار ایجاد میکند. کاهش نسبی ریسک سیاسی میتواند به ثبات بیشتر نرخ ارز، تسهیل مبادلات مالی و افزایش دسترسی به فناوری منجر شود. اما حتی در این سناریو نیز ابهام درباره پایداری توافق و امکان بازگشت تنشها باقی میماند؛ به همین دلیل بسیاری از فعالان صنعت از انجام سرمایهگذاریهای سنگین و بلندمدت خودداری میکنند و رویکردی محتاطانه در پیش میگیرند. این احتیاط اگرچه ریسک را کاهش میدهد، اما میتواند سرعت نوسازی و ارتقای فناوری را نیز کند کند.
در چنین فضای تعلیقی، قطعهسازان از یکسو با افزایش هزینهها، کمبود نقدینگی و مطالبات معوق از خودروسازان دستوپنجه نرم میکنند و از سوی دیگر با فرصت بالقوه افزایش داخلیسازی مواجهاند. محدودیت واردات خودرو کامل و دشواری تأمین خارجی، خودروسازان را به استفاده بیشتر از توان داخل سوق داده است. این روند میتواند ظرفیت تولید و عمق ساخت داخل را افزایش دهد، اما بدون دسترسی پایدار به سرمایه و فناوری، ممکن است به تولید قطعات با فناوری پایین محدود بماند.
چالش مهم دیگر، دسترسی به فناوریهای پیشرفته در حوزه قطعات الکترونیکی و سامانههای ایمنی است. در شرایط نزدیک به تنش، همکاریهای فنی بینالمللی با احتیاط یا توقف همراه میشود و انتقال دانش کند میگردد. در سناریوی صلح و توافق پایدار، امکان جذب فناوری و مشارکتهای مشترک افزایش مییابد، اما تحقق آن نیازمند ثبات سیاسی و اقتصادی بلندمدت است.
در مجموع، وضعیت «نه جنگ نه صلح» برای قطعهسازان به معنای زندگی در سایه سناریوهای متضاد است؛ سناریوی تشدید بحران که هزینه و ریسک را بالا میبرد، و سناریوی گشایش که فرصت توسعه را فراهم میکند اما هنوز قطعی نیست. آینده این بخش به توانایی مدیریت ریسک، تقویت بنیه مالی و آمادهسازی برای هر دو سناریو وابسته خواهد بود.

نظر شما چیست؟