در شرایطی که بازار خودرو با مشکلات ساختاری، نوسانات قیمتی و کاهش قدرت خرید مردم دستوپنجه نرم میکند، یک پرسش جدی پیش روی سیاستگذاران قرار دارد: آیا سیاستهای ارزی بانک مرکزی، بهجای مدیریت هوشمندانه منابع ارزی، عملاً مسیر را برای محدود شدن رقابت، تقویت انحصار و افزایش قیمت خودرو هموار میکند؟
به گزارش مثبت خودرو، بانک مرکزی میگوید منابع ارزی محدود است و باید اولویتبندی شود؛ اما پرسش اینجاست که چرا در این اولویتبندی، واردات خودرو تا این اندازه تحت فشار قرار میگیرد؟ وقتی قانون برای واردات خودرو ظرفیتهایی پیشبینی کرده و متقاضیان نیز برای ورود خودرو اقدام کردهاند، چه عاملی مانع تبدیل مجوزهای قانونی به واردات واقعی میشود؟ آیا مدیریت منابع ارزی باید به معنای محدود کردن رقابت در بازاری باشد که سالهاست مصرفکننده از قیمتهای بالا و گزینههای محدود آن گلایه دارد؟مسئله فقط وارد نشدن چند هزار دستگاه خودرو نیست.
وقتی رقیب خارجی از بازار کنار میرود یا ورودش با تأخیر و دشواری مواجه میشود، چه عاملی قرار است خودروساز داخلی را به افزایش کیفیت، اصلاح قیمت و پاسخگویی بیشتر به مشتری وادار کند؟ اگر عرضه محدود بماند و فشار رقابتی کاهش یابد، آیا افزایش قیمتها و گسترش فاصله قیمت کارخانه و بازار دور از انتظار خواهد بود؟ در چنین شرایطی، چه کسی هزینه تصمیمهای ارزی را میپردازد؛ سیاستگذار یا مصرفکنندهای که هر روز با کاهش قدرت خرید مواجه است؟
از سوی دیگر، آیا کمبود ارز صرفاً با محدود کردن واردات حل میشود؟ اگر بخشی از ارز صادراتی به چرخه رسمی اقتصاد بازنمیگردد، نباید بررسی کرد که سازوکار بازگشت ارز، نرخهای خریدوفروش و موانع نقلوانتقال تا چه اندازه در این وضعیت مؤثرند؟ آیا خرید ارز صادرکنندگان با سازوکاری شفاف و نرخی نزدیک به نرخ قابل معامله بازار، نمیتواند انگیزه عرضه ارز در مسیر رسمی را افزایش دهد؟ چرا باید پیش از اصلاح سازوکارهای تأمین و بازگشت ارز، محدودیت واردات به یکی از نخستین گزینهها تبدیل شود؟
موضوع حمایت از تولید داخلی نیز پرسشهای جدیتری ایجاد میکند. در شرایطی که خودروسازانی مانند سایپا با نیازهای سنگین نقدینگی و مشکلات تأمین مالی روبهرو هستند، وضعیت بستههای حمایتی وعدهدادهشده چیست؟ آیا منابع مصوب بهموقع پرداخت شدهاند؟ اگر تأخیر یا عدم پرداختی وجود داشته، مسئولیت آن با کدام نهاد است؟ چگونه میتوان هم از حمایت تولید سخن گفت و هم اجازه داد مشکلات مالی، عرضه و استمرار تولید را تهدید کند؟
بانک مرکزی حق دارد محدودیتهای ارزی را مدیریت کند؛ اما این اختیار، ضرورت پاسخگویی درباره پیامدهای تصمیمها را از میان نمیبرد. آیا گزارش شفافی از آثار محدودیت واردات بر قیمت، عرضه و سهم بازار خودروسازان منتشر میشود؟پرسش نهایی روشن است: آیا سیاست ارزی کشور در حال مدیریت کمبود منابع است یا بدون ارزیابی کافی از پیامدهایش، رقابت را تضعیف میکند و هزینه آن را به مردم تحمیل میسازد؟
اگر هدف حمایت از اقتصاد ملی است، معیار موفقیت باید علاوه بر حفظ منابع ارزی، دسترسی مردم به خودرو، استمرار تولید و جلوگیری از شکلگیری انحصار نیز باشد. بازار خودرو به تصمیمهای شفاف و قابل سنجش نیاز دارد، نه محدودیتهایی که پیامدهای آن برای مصرفکننده روشن نیست.

نظر شما چیست؟