در حالی که هفتمین نمایشگاه شهر آفتاب با حضور برندهای متعدد، نوید بازگشت تنوع را به بازار خودرو میدهد، اما تحلیلهای تخصصی نشان میدهد که این جذابیت ظاهری، لزوماً با ثبات ساختاری همراه نیست. حسین خسروانی، مدیرعامل «تجارت خودرو خسروانی»، معتقد است در سال ۱۴۰۵ شکاف عمیقی میان چهره رنگارنگ ویترینها و واقعیتهای زیرپوستی بازار ایجاد شده که میتواند مسیر رشد خودروهای وارداتی را با مخاطرات جدی روبهرو کند.
به گزارش مثبت خودرو، از دیدگاه خسروانی، متغیر تعیینکنندهای که در حال حاضر بازار را تهدید میکند، ساختار تعرفههای وارداتی است. وی هشدار میدهد که هرگونه تغییر یا افزایش در این تعرفهها، مستقیماً باعث جهش قیمت تمامشده خودروها میشود. این اتفاق بهویژه در رده خودروهای ۴ تا ۱۰ میلیارد تومانی اثرگذار خواهد بود، بهطوری که بسیاری از این مدلها احتمالاً از مرز ۱۰ میلیارد تومان عبور میکنند. پیامد این روند، تنها گران شدن خودرو نیست، بلکه خروج محصولات از محدودههای قیمتی دسترسپذیر، باعث حذف لایهای گسترده از مشتریان میشود. در واقع، سیاستهای تعرفهای نادرست میتواند به جای گسترش رقابت، منجر به کوچک شدن بازار و نابودی بخشهایی شود که بهسختی در حال شکلگیری هستند. او تأکید میکند تنوع برندها تنها زمانی معنا دارد که با قدرت خرید واقعی مردم همسو باشد، در غیر این صورت، این وضعیت تنها یک «توهم پیشرفت» است.
در کنار بحث قیمت، مسئله «تضمین بقای خودرو» پس از تحویل، دغدغهای حیاتی است. با پیچیدهتر شدن فناوریهای الکترونیکی در خودروهای جدید، تأمین قطعات و ارائه خدمات تخصصی به چالش تبدیل شده است. راهکار عبور از این ریسک، تقویت پیوندهای مستقیم با شرکتهای مادر در خارج از کشور برای تأمین قطعات است. با این حال، تأمین قطعه به تنهایی کافی نیست؛ چرا که فناوریهای مدرن نیازمند تکنسینهای متخصصی هستند که با متدهای جهانی عیبیابی آشنا باشند. بنابراین، تأسیس مراکز آموزشی برای ارتقای دانش فنی نیروها باید همگام با واردات هر مدل جدید پیش برود.
خسروانی همچنین نسبت به بروز «تلههای قیمتی» در نوسانات سال ۱۴۰۵ هشدار میدهد. او معتقد است وسوسه خرید ارزان در مراکز غیرمعتبر، میتواند منجر به خسارات جبرانناپذیر شود. برای مثال، اگر خودرویی مانند کرولا با قیمت واقعی ۸.۵ میلیارد تومان، در جایی با قیمت ۷.۵ میلیارد تومان یا وعده تحویل بسیار سریع عرضه شود، این اختلاف قیمت باید برای خریدار یک «زنگ خطر» تلقی گردد. او نتیجه میگیرد که بازار در سال ۱۴۰۵ بیش از هر زمان دیگری به شفافیت در سیاستهای تعرفهای دولت و تعهدات شرکتهای عرضه نیاز دارد تا تنوع موجود در ویترینها به حقیقتی ملموس در بازار تبدیل شود.


نظر شما چیست؟