بازار خودروی ایران سالهاست که ردای یک کالای مصرفی را از تن به در کرده و به قامت یک دماسنج اقتصادی درآمده است؛ دماسنجی که با هر نوسان در فضای سیاسی، تب تندی میگیرد. اما آنچه در هفتههای اخیر شاهد آن هستیم، بنزین تنش بر آتش قیمت خودرو است .
به گزارش مثبت خودرو، آنچه از برآیند و بررسی روند حرکت بازار خودرو برمی آید این است که بنزین تنشهای منطقهای بر آتش زیر خاکستر قیمتها پاشیده شده و شعلههای آن، سقف رویاهای طبقه متوسط را خاکستر کرده است. در این میان، تلاقی محاصره دریایی با انباشت خطاهای مدیریتی، بازار را به نقطهای رسانده که نه راه پس دارد و نه راه پیش.
شلیک به زنجیره تأمین
بزرگترین پیامد تنشهای اخیر، انسداد تدریجی شریانهای ورودی است. محاصره دریایی و اختلال در خطوط کشتیرانی، تنها یک موضوع نظامی نیست؛ این به معنای ایست قلبی در خطوط مونتاژی است که به قطعات منفصله وابسته هستند. وقتی مسیر ورود کالا ناامن یا مسدود شود، هزینه لجستیک و بیمه به شکل سرسامآوری بالا میرود و ترکشهای آن مستقیم به ویترین نمایشگاهها مینشیند. در چنین شرایطی، عرضه که از پیش هم لنگ میزد، به حداقل ممکن رسیده و تعادلِ نیمبند بازار را به کلی نابود کرده است.
خودرو؛ سنگر آخر نقدینگی
در حالی که شعلههای تنش زبانه میکشد، هراس از افت ارزش پول ملی، سیل نقدینگی را به سمت جاده مخصوص سرازیر کرده است. مردم نه برای سوار شدن، بلکه برای ماندن در مسابقه تورم، به خرید خودرو روی آوردهاند. این تقاضای کاذب که محصول ناامنی روانی است، مانند بنزینی عمل میکند که قیمتها را با سرعتی غیرقابل کنترل به جلو میراند. در این فضا، خودرو دیگر نه یک وسیله نقلیه، بلکه پناهگاهی برای حفظ ارزش دارایی است؛ پناهگاهی که هر روز گرانتر و دستنیافتنیتر میشود.
بنبستِ تصمیمات اشتباه
باید پذیرفت که تنشهای خارجی تنها محرک نهایی بودهاند؛ باروت این انفجار محصول سالها اصرار بر سیاستهای انقباضی، واردات قطرهچکانی و مدیریت دستوری است. بازار خودرو اکنون به مرز اشباع روانی رسیده و ادامه این روند، به معنای خروج کامل خودرو از سبد معیشتی جامعه است. مهار این آتش، نه با بخشنامه ممکن است و نه با برخوردهای پلیسی در بازار؛ تا زمانی که گرههای دیپلماسی اقتصادی باز نشود و مسیر ورود تکنولوژی و قطعات از بند محاصره رها نگردد، بنزین تنش همچنان به سوخترسانی به این آتش ویرانگر ادامه خواهد داد. جاده مخصوص، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک آتشبس اقتصادی و بازنگری بنیادین در استراتژیهای شکستخورده است .

نظر شما چیست؟