معادلات ژئوپلیتیک جهان بار دیگر به نقطهای رسیده است که منافع قاره سبز و جاده مخصوص در تهران، به شکلی ناخواسته در یک راستا قرار گرفته است. حالا چشم جاده مخصوص به اروپا دوخته شده است . آیا رنج مشترک برای شکستن محاصره آمریکا کافی است ؟
به گزارش مثبت خودرو، در حالی که دونالد ترامپ با استراتژی محاصره دریایی ایران، سودای خفگی کامل اقتصادی تهران را در سر میپراند، ترکشهای این تصمیم به همراه انسداد مسیرهای انتقال انرژی در تنگه هرمز، قلب تپنده اقتصاد اروپا را نشانه رفته است. این وضعیت، فرصتی استثنایی را پیش روی دستگاه دیپلماسی ایران قرار داده تا از رنج مشترک به عنوان اهرمی برای شکستن فشارها استفاده کند.
اروپای گرفتار در منگنه انرژی
اروپا که پیش از این به دلیل جنگ فرسایشی روسیه و اوکراین با تورم افسار و بحران سوخت دستوپنجه نرم میکرد، اکنون با تنشهای جدید در خلیجفارس روبروست. اختلال در خطوط انتقال نفت و افزایش بهای حاملهای انرژی، هزینههای تولید را در اروپا به شدت بالا برده و ثبات بازارهای این قاره را تهدید میکند. در مقابل، ایالات متحده به دلیل موقعیت جغرافیایی دوردست و بهرهمندی از ذخایر استراتژیک و شیل اویل، از این بحران انرژی چندان گزندی ندیده و حتی به نوعی از ضعیف شدن رقبای اقتصادی اروپایی خود سود میبرد. این عدم تقارن در آسیبپذیری، شکافی عمیق میان بروکسل و واشنگتن ایجاد کرده است.
جاده مخصوص؛ در میانه طوفان محاصره
در سوی دیگر، صنعت خودروی ایران به عنوان ویترین صنایع غیرنفتی، بیشترین آسیب را از محاصره دریایی آمریکا متحمل شده است. انسداد بنادر نه تنها ورود قطعات حیاتی و مواد اولیه را متوقف کرده، بلکه هزینههای لجستیک را به ارقام نجومی رسانده و تولید را در هالهای از ابهام و التهاب قرار داده است. جاده مخصوص امروز با اقتصادی روبروست که در آن تامین ارز دشوار و مسیرهای دریافت کالا مسدود شده است؛ وضعیتی که شباهت عجیبی به بحران تأمین مواد اولیه در صنایع بزرگ اروپایی دارد. هر دو طرف، یکی در شرق و دیگری در غرب، هزینهی یک جانبهگرایی پلیس خودخوانده جهانی را میپردازند
دیپلماسی درد مشترک
این درد مشترک میتواند نقطه عزیمت جدیدی برای دیپلماسی ایران باشد. ایران و اروپا، به رغم اختلافات بنیادین در مسائل سیاسی، اکنون در یک موضوع واحد ذینفع هستند: تضمین جریان آزاد کالا و انرژی. دستگاه دیپلماسی ایران میتواند با تبیین این واقعیت که محاصره دریایی ایران و تنش در مسیرهای آبی، مستقیماً امنیت اقتصادی اروپا را هدف قرار داده است، لابیهای قدرتمند صنعتی و سیاسی در اروپا را علیه سیاستهای ترامپ تحریک کند.
نزدیک شدن به اروپا در این برهه، نه از روی اشتراک نظر سیاسی، بلکه بر پایه ضرورت بقای اقتصادی است. اگر ایران بتواند از کانالهای دیپلماتیک، اروپا را متقاعد کند که تداوم محاصره دریایی توسط آمریکا به معنای تداوم تورم و بحران انرژی در قاره سبز است، میتوان انتظار داشت که فشارهای دیپلماتیک از درون جبهه غرب علیه واشنگتن تشدید شود.
حالا چشم جاده مخصوص به اروپا دوخته شده است، اما نه برای دریافت قطعه، بلکه برای باز شدن گرههای دیپلماتیک. شکستن محاصره دریایی آمریکا نیازمند انزوای سیاستهای ترامپ است و هیچ ابزاری برندهتر از تحت فشار قرار دادن متحدان سنتی آمریکا از طریق نیازهای اقتصادیشان نیست. استفاده هوشمندانه از این شکاف، میتواند کلید تنفس دوباره صنعت خودرو و خروج از بنبست فعلی باشد؛ جایی که منافع اقتصادی، سیاست را ناچار به عقبنشینی خواهد کرد.

نظر شما چیست؟