وضعیت این روزهای صنعت خودروسازی کشور را باید برزخ خودرویی نام گذاری کرد.این نام در پی خود این سوال را هم پیش می آورد که آیا بازار در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» دوام میآورد؟
به گزارش مثبت خودرو، برای تحلیل دقیق پایداری بازار خودرو در شرایط «نه جنگ، نه صلح»، ابتدا باید این اصطلاح را در فضای اقتصاد سیاسی ایران بازتعریف کرد. این وضعیت به معنای تداوم تحریمها، نوساناتنرخ ارز، بلاتکلیفی در سیا واردات خودرو و قطعات و سایه سنگین تنشهای منطقهای است که نه به یک برخورد تمامعیار تبدیل میشود و نه به یک توافق جامع و گشایش اقتصادی میرسد. در این شرایط برزخی، بازار خودرو ایران میان دو قطب فروپاشی کامل و شکوفایی رقابتی معلق مانده است. سوال اساسی اینجاست که گزینههای پیش روی این بازار چیست و این پایداری تا کجا دوام میآورد؟
گزینه اول: تداوم رکود تورمی و تعمیق فرسودگی
در این سناریو، بازار خودرو به مسیر فعلی خود یعنی گرانی همراه با کسادی ادامه میدهد. از یک سو، افزایش هزینههای تولید و تورم عمومی، قیمت کارخانه و بازار را به سمت بالا هل میدهد و از سوی دیگر، سقوط قدرت خرید طبقه متوسط، تقاضای مصرفی واقعی را سرکوب میکند. در وضعیت نه جنگ نه صلح، خودرو کماکان هویت خود را به عنوان یک «کالای سرمایهای» حفظ میکند. مردم برای حفظ ارزش دارایی خود در برابر تورم به این بازار هجوم میآورند، اما چون عرضهای متناسب وجود ندارد، بازار در یک بنبست گرفتار میماند. پیامد میانمدت این گزینه، فرسودگی شدید ناوگان حملونقل و تبدیل شدن خودروهای اقتصادی به رویاهای دستنیافتنی است که تنها با افزایش عرضه مدیریت میشود.
گزینه دوم: آزادسازی محدود به مثابه سوپاپ اطمینان
دولت برای جلوگیری از انفجار اجتماعی ناشی از قیمتها، ممکن است به گزینه واردات خودروهای کارکرده یا تسهیل واردات نو روی بیاورد. این رویکرد در شرایط نه جنگ نه صلح، نقش یک «مسکن» را ایفا میکند. با ورود بخشی از خودروهای خارجی، عطش دهکهای بالا فروکش کرده و فشار روانی از روی بازار داخلی برداشته میشود. اما چالش اصلی اینجاست که پاشنه آشیل این سیاست، منابع ارزی است. در وضعیت برزخ سیاسی، تامین ارز همواره با دشواری مواجه است و به محض کوچکترین تنش، تخصیص ارز متوقف شده و بازار دوباره با جهش قیمتی مواجه میشود. لذا این گزینه تنها یک پایداری کوتاهمدت و به شدت شکننده ایجاد میکند.
گزینه سوم: تغییر ساختار تولید
در شرایطی که نه صلحی برای بازگشت برندهای معتبر جهانی وجود دارد و نه جنگی که تولید را متوقف کند، واقعبینانهترین مسیر، «چاینیزه شدن» کامل بازار است. خودروسازان داخلی برای بقا در این برزخ، بیش از پیش به شرکای چینی وابسته میشوند. این رویکرد اگرچه باعث تداوم تولید و تنوع نسبی محصولات میشود، اما وابستگی ارزی شدیدی ایجاد میکند. در این سناریو، بازار خودرو ایران به حیاط خلوت تکنولوژیهای درجه دو تبدیل میشود که قیمت آنها مستقیماً تابع نرخ دلار باقی میماند و عملاً استقلال صنعتی فدای بقای فیزیکی کارخانهها میشود.امری که در بلند مدت منجر به نابودی این صنعت درداخل مرزهای کشور خواهد شد.

نظر شما چیست؟