تمدید توافقهای کوتاهمدت در فضای سیاسی، برای بسیاری از تحلیلگران یک پیروزی دیپلماتیک به نظر میرسد، اما برای بازار خودروی ، این تمدید چیزی جز تزریق دوباره مسکن به صنعت نیمه جان خودرو نیست. چرا که مشخص نیست بعد از این تزریق درمان قطعی آغاز می شود یا اینکه بیمار را برای مسکنی جدید آماده می کنند.
به گزارش مثبت خودرو، هر چند توافق و تمدید 2 ماهه آتش بس ، یک فرصت تلقی می شود . اما واقعیت این است که وقتی یک توافق دو ماهه، دوباره تمدید میشود، بازارخودرو وارد فاز «برزخ اقتصادی» میشود؛ وضعیتی که در آن نه قیمتها سقوط میکنند و نه بازار به ثبات میرسد، بلکه تنها ابهام است که در رگهای بازار جاری میشود.
تمدید توافق، در واقع بازی با اعصاب مصرفکننده است. این امیدهای قطرهچکانی باعث میشود خریدار در یک تلهی ذهنیکشنده گرفتار شود. او با هر خبر تمدید، تصور میکند که شاید در نهایت یک معجزه بزرگ رخ دهد و قیمتها به کف سقوط کنند. اما این انتظار، همان تله سکون است. در حالی که مصرفکننده در انتظار کاهش احتمالی است، دلالان و بازار، با مهارت تمام، قیمتها را در یک سطح نیمه حبابی نگه میدارند. آنها میدانند که تمدید توافق یعنی زمان خرید هنوز نرسیده و زمان فروش هم نیامده است. نتیجه این است که بازار در یک وضعیت سکون و رکود کاذب فرو میرود؛ جایی که هیچکس ریسک نمیکند.
اما چالش اصلی را باید در مسیر تولید جست و جو کرد. تمدید توافق، بدون برطرف شدن ابهام به نوعی بزرگترین دشمن تولید به شمار می رود . چون خودروساز داخلی از یک سو باید با سرعت نیازها را برطرف کند و از سوی دیگر به دلیل فقدان اطمینان از آینده نمی تواند تغییرات ساختاری ایجاد کند.
به بیان ساده تر به جای برنامه ریزی بلند مدت برای آینده تنها می توانند به مدیریت زمان روی بیاورند. آنها دراین مدت فقط می توانند همان رویه قدیمی خرید قطعات خارجی برای ادامه مونتاژتکرار کنند.
تمدید توافق، در واقع ماسکی است روی چهره زشت صنعت خودروسازی . چرا که این صنعت بدون یک شوک ساختاری و «تغییر کامل پارادایم، حتی با ۱۰۰ سال توافق هم نمیتواند به سطح رقابت جهانی برسد.
از منظر بازار، تمدید توافق یعنی فشار خردکننده بر روی طبقه متوسط. کسی که میخواست خودرو بخرد، حالا در تردیدی مرگبار است؛ کسی که میخواست بفروشد، در انتظار یک جهش احتمالی است. این یعنی تبدیل شدن خودرو به بلیت بختآزمایی . وضعیت نه جنگ نه صلح، این بختآزمایی را طولانیتر میکند و در نهایت، وقتی حباب امید تمدید شده بترکند، ضربه به جای مصرفکننده، به ستونهای اقتصاد ملی وارد خواهد شد. به زبان دیگر توافق راهکار نیست بلکه به تأخیر انداختن سقوط است.

نظر شما چیست؟