هر بار که بحث ناترازی بنزین بالا میگیرد، خودروهای داخلی خیلی زود به متهم ردیف اول تبدیل میشوند؛ خودروهایی که سالهاست با برچسب پرمصرف شناخته میشوند. اما آیا واقعاً میتوان تمام بحران مصرف سوخت کشور را به مصرف خودروهای ایرانی نسبت داد؟
به گزارش مثبت خودرو، در ابتدا باید قبول کرد که بخشی از خودروهای داخلی واقعاً از نظر مصرف سوخت در سطح مطلوبی قرار ندارند و این موضوع قابل انکار نیست. حتی آمارهای رسمی گذشته نشان دادهاند که متوسط مصرف خودروهای سبک ایران در مقاطعی بالاتر از اروپا و آمریکا بوده است. برای نمونه، متوسط مصرف خودروهای سبک ایران در سال ۱۳۹۲ حدود ۸.۵۲ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده بود.بنابراین دفاع مطلق از خودروهای داخلی نیز اشتباه است. صنعت خودرو باید مصرف سوخت را کاهش دهد و فاصله فناوری خود با استانداردهای روز را کم کند.اما مشکل از جایی آغاز میشود که برای اثبات پرمصرف بودن خودروهای ایرانی، آنها را با بهترین و کممصرفترین خودروهای جهان، بهخصوص خودروهای پلاگینهیبرید بازارهای پیشرفته، مقایسه میکنیم و سپس همان نتیجه را به کل بازار تعمیم میدهیم.
این مقایسه از اساس نیازمند احتیاط است. خودروی پلاگینهیبریدی که بخش قابل توجهی از مسیر را با برق طی میکند، در شرایطی کاملاً متفاوت از یک خودروی بنزینی متعارف فعالیت میکند. مقایسه مستقیم این دو، بدون توجه به فناوری، الگوی رانندگی، زیرساخت شارژ و ترکیب سبد خودروها، میتواند نتیجهای گمراهکننده ایجاد کند.اگر قرار است مصرف خودروهای ایرانی با کشورهای دیگر مقایسه شود، مقایسه با بازارهایی مانند ترکیه و کشورهای عربی میتواند تصویر منطقهای قابلفهمتری ارائه دهد؛ نه اینکه صرفاً بهترین اعداد ثبتشده در اروپا را بهعنوان معیار مطلق قرار دهیم.از سوی دیگر، خودرو تنها یک طرف معادله است. کیفیت سوخت نیز اهمیت دارد. موتورهای جدید برای عملکرد مطلوب به سوخت متناسب با فناوری خود نیاز دارند و کیفیت بنزین میتواند بر عملکرد، راندمان و دوام موتور اثر بگذارد.عامل مهم دیگر، سیگنال اقتصادی دولت است. وقتی سوخت برای سالها با قیمت بسیار پایین عرضه شده، مصرفکننده عملاً انگیزه اقتصادی محدودی برای انتخاب خودروی کممصرف داشته است. در چنین شرایطی، قدرت موتور، شتاب و امکانات میتواند برای خریدار جذابتر از چند دهم لیتر اختلاف مصرف باشد.بنابراین اگر امروز شاهد علاقه بازار به خودروهای قدرتمندتر، توربو یا بزرگتر هستیم، نمیتوان تمام تقصیر را متوجه مصرفکننده کرد. سیاست سوخت نیز بخشی از رفتار بازار را شکل داده است.در نتیجه، مسئله را نباید به یک جمله تقلیل داد: خودروهای ایرانی پرمصرفاند و بنزین را میبلعند. بخشی از این گزاره درست است، اما تمام واقعیت نیست.
خودروساز باید برای کاهش مصرف پاسخگو باشد؛ دولت هم باید درباره کیفیت سوخت، سیاست قیمتگذاری و زیرساخت حملونقل پاسخگو باشد.اگر قرار است بحران بنزین حل شود، باید از مقایسههای تبلیغاتی فاصله بگیریم و تمام زنجیره مصرف را ببینیم؛ از موتور و سوخت گرفته تا قیمت بنزین و سیاست حملونقل. در غیر این صورت، هر بار که مصرف بالا رفت، دوباره همان متهم همیشگی را احضار خواهیم کرد: خودروی ایرانی.

نظر شما چیست؟