پیرو جنگ رمضان بازار لوازم یدکی نیز به طور طبیعی با ابهام همراه شده است. جدا از تحریم های قدیمی و شدت گرفتن آن با مکانیزم ماشه از مهر سال گذشته ، هم اکنون سایه جنگ و محاصره دریایی نیز بر سر این بازار سنگینی می کند.در صورت تداوم این وضعیت چه سرنوشتی در انتظار بازار لوازم یدکی است.
به گزارش مثبت خودرو، در حال حاضر در کنار سوال های زیادی که پیرامون جاده مخصوص و آینده این صنعت مطرح است ، یک سوال دیگر نیز ذهن مصرف کنندگان را به خود مشغول کرده است ؛ پیامدهای ژئوپلیتیک بر زنجیره تأمین و بازار لوازمیدکی در سناریوی افزایش تنشهای نظامی چه خواهد بود؟ با توجه شدت تنش ها و اثر گذاری صد در صدی سمت و سوی این بازار کدام جهت می رود؟ واقعیت این است که در دنیای امروز زنجیرههای تأمین به شدت به پایداری مناطق استراتژیک وابسته هستند، افزایش تنشهای نظامی یا بازگشت به وضعیت جنگی، فراتر از یک بحران سیاسی، یک شوک ساختاری به بازارهای کالا، از جمله بازار لوازمیدکی محسوب میشود.
زنجیره تأمین و بحران موجودی
اولین و مستقیمترین ضربه به بازار لوازمیدکی، قطع یا کند شدن جریان لجستیک است. در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات و آغاز دوباره جنگ ، مسیرهای حملونقل دریایی و هوایی اصلی دچار اختلال یا مسدودیت میشوند. از آنجا که بخش بزرگی از قطعات حساس از زنجیرههای جهانی تأمین میشوند، بازار بلافاصله با «شوک موجودی» مواجه خواهد شد. این امر منجر به تخلیه سریع انبارها و تبدیل شدن قطعات به کالاهای استراتژیک و کمیاب می شود.
نوسانات شدید قیمت و تورم ناشی از عرضهبازار لوازمیدکی در شرایط جنگی، تابآوری قیمتی بسیار پایینی دارد. افزایش تنش باعث بیثباتی در نرخ ارز میشود که مستقیماً بر قیمت تمامشده قطعات وارداتی اثر میگذارد. علاوه بر این، به احتمال زیاد با کاهش عرضه در بازار ، عدم تعادل عرضه و تقاضا قیمتها را بالا میبرد. در این مرحله، بازار از حالت «نوسان نرم» به حالت «پرشهای قیمتی» تغییر وضعیت میدهد که منجر به از دسترس خارج شدن قطعات برای بخش وسیعی از مصرفکنندگان میشود.
تغییر ساختار بازار
در صورت طولانی شدن تنشها، بازار لوازمیدکی دچار دو تغییر ساختاری مهم میشود:به دلیل دشواری در دسترسی به قطعات اصلی و رسمی، بخش بزرگی از تبادلات باز هم به احتمال فراوان به سمت بازارهای غیررسمی و واسطههای غیرقابل اعتماد سوق پیدا میکند. به بیان ساده تر منجر به ظهور و بروز بازار سیاه می شود.همچنین تقاضا از قطعات اصلی به سمت قطعات نامرغوبتر اما موجود یا قطعات بازسازیشده یا تقلبی تغییر جهت میدهد. همچنین، فشار برای استفاده از قطعات تولید داخل یا نمونههای مشابه از کشورهای بیطرف افزایش مییابد.این موضوع را نیز می توان تغییر الگوی مصرف و افزایش ریسک دانست.
پیامدها برای صنایع وابسته
بحران لوازمیدکی همچنین یک اثر دومینویی ایجاد میکند. در صنعت خودرو، رکود شدید در تعمیر و نگهداری رخ میدهد؛ چرا که هزینه نگهداری از حد توان مالک خودرو خارج میشود. در صنایع سنگین نیز، توقف تولید به دلیل نبود قطعات کوچک اما حیاتی، میتواند منجر به فلج شدن خطوط تولید و از کار افتادن زیرساختهای حیاتی کشور شود.
دسترسی فدای قیمت و کیفیت
افزایش تنشهای نظامی، بازار لوازمیدکی را از یک بازار کالایی به یک بازار «امنیتمحور» تبدیل میکند. در این سناریو، چالش اصلی تنها قیمت نیست، بلکه «دسترسی» است. مدیریت این بحران نیازمند ذخیرهسازی استراتژیک قطعات حساس، تقویت ظرفیت تولید قطعات مصرفی در داخل و ایجاد مسیرهای لجستیکی جایگزین پیش از وقوع بحران است . با این حال هنوز چشم بازار به دیپلماسی است . شاید هیچ کدام از این سناریوها پیش نیاید.

نظر شما چیست؟