در حالی که دیپلماسی در راهروهای بینالمللی با گامهایی لرزان پیش میرود، سایه سنگین تهدیدهای نظامی بار دیگر بر سر اقتصاد ایران سنگینی میکند. به رغم آتش بسی که در حال حاضر برقرار است ، بازهم جاده مخصوص در تیررس جنگ احتمالی قرار دارد. اما تداوم وضعیت فعلی برای خودروسازی چه پیامدهای خواهد داشت ؟
به گزارش مثبت خودرو، اخیراً برخی مقامات آمریکایی با لحنی صریح هشدار دادهاند که «طولانی شدن بیثمرِ آتشبس و به بنبست رسیدن مذاکرات، راه را برای گزینههای نظامی هموار خواهد کرد». این سیگنالهای جنگطلبانه، پیش از آنکه در میدان نبرد طنینانداز شوند، خاکریزهای اقتصادی کشور، بهویژه صنعت استراتژیک خودرو را در «جاده مخصوص» هدف قرار دادهاند.
در فضای «نه جنگ و نه صلح» فعلی، خودروسازی ایران میان چکشِ تحریم و سندان تهدید نظامی گرفتار شده و چشمانداز آن بیش از هر زمان دیگری تیرهوتار مینماید.
نخستین و جدیترین پیامد این تهدیدها، «فلج شدن برنامهریزی استراتژیک» در لایههای مدیریتی صنعت خودروسازی است. تولید در مقیاس صنعتی، نیازمند ثبات حداقل میانمدت است؛ اما وقتی سایه درگیری نظامی بر سر کشور باشد، هیچ سرمایهگذار یا تامینکننده خارجی حاضر به بستن قراردادهای بلندمدت نخواهد بود. جاده مخصوص که همین حالا هم با بحران نقدینگی و زنجیره تامینِ فرسوده دستوپنجه نرم میکند، در صورت وقوع یا حتی تداوم تهدیدِ جدی جنگ، با خروج کامل باقیمانده شرکای بینالمللی و توقف خطوط اعتباری روبرو خواهد شد. در چنین شرایطی، تأمین قطعات «هایتک» و مجموعههای الکترونیکی که گلوگاه تولید خودروهای مدرن هستند، به امری محال تبدیل میشود.
از سوی دیگر، بازار خودرو به عنوان دماسنج اقتصادی کشور، واکنشی متناقض به تهدید جنگ نشان میدهد. از یک سو، هراس از سقوط ارزش پول ملی و جهش نرخ ارز، تمایل برای تبدیل نقدینگی به کالاهای سرمایهای مثل خودرو را افزایش میدهد؛ اما از سوی دیگر، وضعیت نیمهجنگی منجر به فروپاشی تقاضای موثر شده است. در واقع، با تشدید تهدیدها، اولویتِ سفره و بقا، جایگزین تمایل به نوسازی خودرو میشود. بازار در حال حاضر در یک رکود تورمی عمیق فرو رفته استمصرفکننده واقعی در این فضا عقبنشینی میکند و بازار تنها در اختیار نوسانگیرانی میماند که بر سر جنازه تولید، قمار دلاری میکنند.
علاوه بر این، اگر تهدید نظامی به درگیری فیزیکی یا انسداد کامل مسیرهای ترانزیتی منجر شود، زنجیره تامین قطعات به طور کامل تحت تاثیر قرار می گیرد و مشخص نیست که میزان تاب آوری آنان چه قدر خواهد بود.
محاصره دریایی که اکنون با هزینههای گزاف دور زده میشود، در صورت وقوع جنگ به انسداد مطلق بدل می شود. در چنین شرایطی به احتمال زیاد، تولید در جاده مخصوص از حالت بحرانی به حالت تعطیل تغییر وضعیت خواهد داد. زیان انباشته خودروسازان که ناشی از قیمتگذاری دستوری و تورم نهادههاست، در زیر آوار هزینههای جنگی و توقف تولید، به نقطهای بیبازگشت خواهد رسید که نتیجهای جز ورشکستگی رسمی و تعدیل نیروهای گسترده نخواهد داشت.
در نهایت باید گفت که صنعت خودرو ایران اکنون در لبه یک گسل خطرناک ایستاده است. گفتههای مقامات غربی مبنی بر نزدیکی به برخورد نظامی، تنها یک مانور سیاسی نیست، بلکه سمی مهلک برای اقتصاد کشور است. آینده جاده مخصوص در سایه این تهدیدها، نه با تیراژ تولید و نه با کیفیت محصولات، بلکه با «تابآوری در برابر شوکهای امنیتی» سنجیده میشود. اگر تدبیری برای دور کردن سایه جنگ از سر اقتصاد اندیشیده نشود، صنعت خودرو اولین قربانی بزرگِ فروپاشی ساختارهای تولیدی در آتش بحرانهای ژئوپلیتیک خواهد بود؛ صنعتی که دیگر نه توان دور زدن محاصره را دارد و نه رمقی برای بقا در فضای جنگی.

نظر شما چیست؟