تنش ها و تلاطم های منطقه و آتش بس شکننده در کنار تحریم ها و محاصره دریایی و ابهام آینده باعث حرکت خودروسازان در جاده لغزنده تنگه هرمز شده است . جاده ای که می تواند این صنعت را به یک بن بست برساند یا می تواند پلی برای رسیدن به بازارهای جهانی باشد.
به گزارش مثبت خودرو، دنیای سیاست و صنعت، امروز بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدهاند؛ تا جایی که میتوان گفت معادلات قدرت در خاورمیانه، شباهت عجیبی به تلاطمهای بازار خودرو پیدا کرده است. هر استراتژی کلان، بسان طراحی یک مدل جدید خودروست که اگر پایداری آن در پیچهای تند ژئوپلیتیک محاسبه نشود، در همان کیلومترهای اولیه واژگون خواهد شد. در این میان، جاده مخصوص به عنوان نماد صنعت تأثیرپذیر ایران، با بیم و امید به پیست رقابتی چشم دوخته است که در آن، برندهای قدیمی و نوظهور قدرت، در حال تست پایداری در تنگه هرمز هستند. برای این تست چشم اندازهای متفاوتی می توان متصور بود.
درچشم انداز اول، ما با یک سدان محافظهکار آمریکایی روبرو هستیم. واشنگتن در این حالت، مانند خودروسازی عمل میکند که بهجای تغییر بنیادین، تنها به یک فیسلیفت روی مدلهای قدیمیاش بسنده کرده است. حملات محدود و فشارهای مقطعی، حکم تعویض قطعات مصرفی را دارد که شاید شتاب رقیب (ایران) را بگیرد، اما موتور او را از کار نمیاندازد. در این میان، چین نقش خریداری هوشمند را دارد که در حاشیه نمایشگاه ایستاده و تنها نظارهگر است؛ او از اینکه میبیند خودروی رقیبش هنوز در جاده است و کاملاً اسقاط نشده، رضایت دارد، چرا که ترافیک نیمهسنگین در تنگه هرمز، منافع بلندمدت او را در بازی قیمتها تأمین میکند.
اما چشم انداز دوم، کابوس واقعی بازار است: شاسیبلند تهاجمی پکن در مقابل تردید واشنگتن. اگر چین به این نتیجه برسد که خودروی آمریکایی، قدرت پیمایش مسیرهای ناهموار منطقه را ندارد، با ارائه خدمات پس از فروش ویژه به ایران، عملاً نظم بازار را به نفع خود تغییر میدهد. در این حالت، تنگه هرمز برای مدلهای غربی مسدود و برای برندهای شرقی فرش قرمز پهن میشود. اینجا همان نقطهای است که متحدان قدیمی، سوار شدن بر خودروهای کممصرف و امنِ چینی را به سدانهای پرهزینه و مردد آمریکایی ترجیح میدهند.
درچشم اندازسوم، سناریوی بازگشت خودروی عضلانی (Muscle Car) آمریکایی مطرح است. واشنگتن با فشار قدرتمند نظامی، به دنبال اورهال کردن کامل رقیب و خروج او از مسابقه است. هرچند این رانندگی تهاجمی ممکن است جاده را باز کند، اما استهلاک بالای آن (توان نظامی و اقتصادی) چنان است که شاید آمریکا در مسابقه بعدی در پیست تایوان، دیگر توانی برای رقابت نداشته باشد؛ وضعیتی که به یک تصادف شاخبهشاخ منتهی میشود.
صلح از نمای آینه بغل جاده مخصوص
واقعیت این است که اکنون در آینه بغل جاده مخصوص، تنها یک صلح شکننده مشاهده میشود؛ چیزی شبیه به خودرویی که بدنهاش صافکاری شده اما موتورش همچنان ریپ میزند. حرکت در این جاده لغزنده، نیازمند چیزی فراتر از مسکنهای موقتی است. تا زمانی که مشکلات فنی و ساختاری در روابط بینالملل حل نشود، هرگونه آرامش در تنگه هرمز تنها یک توقف در ایستگاه فنی خواهد بود. صنعت خودروی ما نیز در این میان، باید بداند که در جادهای مهآلود حرکت میکند؛ جادهای که در آن، کوچکترین اشتباه در محاسبه قدرت، میتواند منجر به خروجی سنگین از پیست تولید شود. جاده مخصوص، امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند رانندگانی است که لغزندگی مسیر هرمز را نه یک تهدید اتفاقی، بلکه یک متغیر دائمی در طراحیهای خود بدانند.

نظر شما چیست؟