چرا غول‌های آلمانی برای نجات به چین پناه می‌برند؟

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
آلمانی

تغییر موازنه قدرت درراس هرم خودروسازی جهانی نشان می دهد که نبرد فعلی ،جنگ میان موتورهای برقی و بنزینی نیست، بلکه نبردی میان بروکراسی سنگین اروپایی و چابکی دیجیتال شرقی است. این موضوع پاسخی به این پرسش است که چرا غول‌های آلمانی برای نجات به چین پناه می‌برند؟

به گزارش مثبت خودرو، غول‌های خودروسازی آلمان که دهه‌ها نماد مهندسی برتر و دقت در تولید موتورهای احتراقی بودند، امروزه در برابر واقعیتی تلخ قرار گرفته‌اند ؛ دنیای جدید خودرو دیگر تنها نیازمند پیستون و سیلندر نیست، بلکه بر پایه نرم‌افزار و سرعت بنا شده است. تحلیل‌های اخیر نشان می‌دهد که دشمن اصلی آلمانی‌ها نه لزوماً رقبای چینی، بلکه ساختارهای درونی، بروکراسی سخت و فرآیندهای سنتی خودشان است که راه را بر هرگونه نوآوری می‌بندد.

تضاد سنت و سرعت

اولین پرده از این چالش، تضاد عمیق میان سنت و سرعت است. خودروسازان آلمانی در ابتدا تلاش کردند خودروهای نرم‌افزارمحور (SDV) را درون همان ساختارهای تشکیلاتی قدیمی تولید کنند. نتیجه این رویکرد فاجعه‌بار بود؛ چرا که استفاده از فرآیندها و تقویم‌های زمانیِ طراحی شده برای موتورهای احتراقی، زمان تولید یک مدل جدید را به ۴ تا ۵ سال می‌رساند. این در حالی است که رقبای چینی با رویکردی کاملاً متفاوت، محصولات جدید خود را در کمتر از ۱۸ ماه روانه بازار می‌کنند. این شکاف زمانی عظیم، آلمانی‌ها را در بازاری که ثانیه‌ها در آن تعیین‌کننده هستند، به حاشیه رانده است.

واحد ناکام نرم افزاری

تلاش دوم برای خروج از این بحران، ایجاد واحدهای مستقل نرم‌افزاری بود. نمونه بارز آن، واحد کارید (CARIAD) در مجموعه فولکس‌واگن است. با وجود سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی و استخدام هزاران متخصص نرم‌افزار، سازمان میراث (Legacy Organization) یا همان بدنه سنتی شرکت، در هر مرحله با این واحد جدید به مبارزه برخاست. فرهنگ سازمانیِ قدیمی که تاب تغییرات سریع نرم‌افزاری را نداشت، اجازه نداد این واحد به اهداف خود برسد و در نهایت، کارید در سکوت خبری دوباره در بدنه اصلی ادغام و عملاً خنثی شد. این شکست ثابت کرد که تزریق تکنولوژی به یک کالبد فرسوده، بدون تغییر بنیادینِ فرهنگ سازمانی، ناممکن است.

در چین برای چین

اکنون آلمانی‌ها به استراتژی سوم و جسورانه‌تری روی آورده‌اند: «در چین برای چین». این رویکرد، فراتر از یک شعار بازاریابی ساده، در واقع یک نقشه فرار است. خودروسازان آلمانی حالا در حال ساخت سازمان‌های کاملاً جدید در خاک چین هستند؛ سازمان‌هایی که با شرکای تکنولوژی چینی همکاری می‌کنند و فرسنگ‌ها از دفاتر مرکزی در آلمان فاصله دارند. هدف از این فاصله گرفتن، رها شدن از دست ساختارهایی است که دو تلاش قبلی را به شکست کشاندند. آن‌ها به دنبال فضایی هستند که در آن بروکراسیِ کُشنده اشتوتگارت و وولفسبورگ مانع نوآوری نشود.

درواقع فرار آلمانی‌ها به چین، آخرین تلاش برای نجات برندهایی است که متوجه شده‌اند اگر نتوانند پوست‌اندازی کنند، زیر چرخ‌های سرعتی که خود روزی پیشگام آن بودند، له خواهند شد. آن‌ها دریافته‌اند که برای فتح بازار چین، ابتدا باید از ساختارهای مدیریتی خود در آلمان فرار کنند.

اولین نفر امتیاز دهید

نظر شما چیست؟