به گزارش مثبت خودرو، گاهی خطر یک سیاست اقتصادی نه در یک تصمیم منفرد، بلکه در ترکیب چند تصمیم به ظاهر مستقل پنهان است. ادغام دو شرکت ممکن است با هدف کاهش هزینهها پیشنهاد شود؛ محدودیت واردات میتواند با کمبود منابع ارزی توجیه شود؛ کاهش تنوع محصولات نیز شاید راهی برای صرفهجویی در هزینههای توسعه […]
به گزارش مثبت خودرو، گاهی خطر یک سیاست اقتصادی نه در یک تصمیم منفرد، بلکه در ترکیب چند تصمیم به ظاهر مستقل پنهان است. ادغام دو شرکت ممکن است با هدف کاهش هزینهها پیشنهاد شود؛ محدودیت واردات میتواند با کمبود منابع ارزی توجیه شود؛ کاهش تنوع محصولات نیز شاید راهی برای صرفهجویی در هزینههای توسعه باشد. اما هنگامی که هر سه پیشنهاد همزمان در صنعت خودرو مطرح میشوند، باید به تصویری بزرگتر توجه کرد: بازاری با بازیگران متمرکزتر، رقبای بیرونی کماثرتر و گزینههای محدودتر برای مشتری.
این همان مثلثی است که میتواند خطر انحصار را در جاده مخصوص افزایش دهد؛ حتی اگر هدف اعلامشده این پیشنهادها، حفظ تولید و افزایش تابآوری باشد.
ضلع نخست این مثلث، ادغام ایرانخودرو و سایپاست. ادغام ممکن است ظرفیتهایی برای کاهش هزینههای موازی و هماهنگی بیشتر ایجاد کند، اما همزمان احتمال تمرکز قدرت اقتصادی را نیز افزایش میدهد. در بازاری که رقابت از پیش با محدودیتهایی روبهروست، باید روشن باشد چه نهادی از منافع مصرفکننده حفاظت میکند و چگونه مانع میشود که بنگاه بزرگتر، بدون فشار کافی برای ارتقای کیفیت و کاهش قیمت فعالیت کند. صرفهجویی احتمالی زمانی ارزشمند است که آثار آن در عملکرد بهتر و منفعت ملموس مشتری دیده شود.
ضلع دوم، توقف واردات خودرو است. نمیتوان محدودیت منابع ارزی را نادیده گرفت، اما مدیریت منابع با حذف کامل یک مسیر رقابتی یکسان نیست. واردات هدفمند و متناسب با ظرفیت ارزی کشور میتواند همچنان نقش تنظیمگر داشته باشد. کاهش این فشار رقابتی، در صورت نبود ابزارهای جایگزین، ممکن است انگیزه خودروسازان داخلی برای رقابت بر سر قیمت، کیفیت و خدمات را تضعیف کند. حمایت از تولید داخلی زمانی معنا دارد که به ارتقای توان تولید منجر شود، نه اینکه تولیدکننده را از پاسخگویی به بازار بینیاز کند.
ضلع سوم، کاهش تنوع محصولات است. حذف مدلهای تکراری و تجمیع پلتفرمها میتواند تصمیمی فنی و اقتصادی باشد؛ اما کاهش تنوع نباید به نسخهای عمومی برای محدود کردن انتخاب مشتری تبدیل شود. نیازها و توان مالی خریداران یکسان نیست و بازاری که گزینههای محدودتری عرضه میکند، الزاماً بازاری کارآمدتر نخواهد بود.
اهمیت این سه ضلع در اثر متقابل آنهاست. تمرکز بیشتر تولید، کاهش رقابت وارداتی و محدود شدن انتخاب مصرفکننده، اگر بدون قواعد ضدانحصار و نظارت مؤثر اجرا شوند، میتوانند توازن بازار را بیش از پیش به سود تولیدکنندگان و به زیان خریداران تغییر دهند. این نتیجه قطعی نیست، اما خطری است که نباید پشت واژههایی مانند همافزایی، صرفهجویی و تابآوری پنهان بماند.
تابآوری یعنی توان ادامه تولید در برابر شوکها، نه مصون شدن بنگاهها از رقابت و پاسخگویی. اگر قرار است صنعت خودرو مقاومتر شود، باید هزینههای غیرضروری کاهش یابد، تأمین قطعات قابل اتکاتر شود، سیاستهای ارزی ثبات پیدا کند و کیفیت و بهرهوری افزایش یابد. ادغام، محدودیت واردات و کاهش تنوع نیز تنها زمانی قابل دفاعاند که منافعشان قابل سنجش باشد و هزینهشان بر دوش مصرفکننده نیفتد.
در غیر این صورت، مثلثی که با هدف نجات صنعت ترسیم شده، ممکن است به چارچوبی برای تقویت انحصار تبدیل شود؛ چارچوبی که در آن تولیدکننده بزرگتر، رقیب کماثرتر و انتخاب مردم محدودتر میشود. این تابآوری نیست؛ انتقال هزینه بحران از دوش صنعت به دوش مصرفکننده است.

نظر شما چیست؟