سکان هدایت نارنجیپوشان جاده مخصوص بهمن 1403 در حالی به دست تیم مدیریتی حال حاضر سپرده شد که سایپا نه تنها با چالشهای معمول صنعتی، بلکه با یک بحران اعتباری و عملیاتی عمیق دستوپنجه نرم میکرد. میراثی که از مدیران پیشین به جا مانده بود،تقریبا شبیه به یک ویرانه صنعتی بود. اما وضعیت امروز نشان می دهد که الفبای تولید به سایپا بازگشته است.
به گزارش مثبت خودرو، کمتر از یک سال و نیم پیش فرمان هدایت سایپا به تیم فعلی سپرده شد.تیمی که عهده دار مسئولیت شد با تعهدات گسترده ای مواجه شد که اصلا با ظرفیت تولید و موجودی انبار همخوانی نداشت. به عنوان مثال یکی از این میراث تعهدات و خالی فروشی 120 هزار دستگاهی شاهین بود. وضعیتی که شرکت را در معرض خرد شدن زیر بار تعهدات سنگین و نارضایتی شدید مشتریان قرار داده بود.
برای درک ابعاد این بحران، نگاهی به آمار محصول شاهین هم روشن کننده و هم تکاندهنده است. در سال ۱۴۰۱، در حالی که تنها ۳۴ هزار دستگاه از این خودرو تولید شده بود، بیش از ۴۶ هزار دستگاه به فروش رسید؛ یعنی ۱۲ هزار دستگاه مازاد بر توان تولید. این روند در سال ۱۴۰۲ شدت یافت؛ بهطوری که با تولید حدود ۵۰ هزار دستگاه، ۷۲ هزار دستگاه فروخته شد و شکاف تعهدات به ۲۲ هزار دستگاه در یک سال رسید. این الگوی مخرب تنها محدود به شاهین نبود و در محصولات دیگری چون اطلسو سهند نیز تکرار شد. در واقع، مدیران سابق با فروش روی کاغذ، سود کوتاهمدت کسب کردند اما اعتبار بلندمدت برند را به گرو گرفتند.
با این حال، از نیمههای بهمن ۱۴۰۳ تاکنون، ورق برگشته است. تیم مدیریتی فعلی با رویکردی متفاوت، توانسته است بخش عمدهای از این تعهدات معوقه را ایفا کند. نکته حائز اهمیت این است که این موفقیت در شرایطی حاصل شد که مسیر تولید با موانعی سخت همراه بود. ضمن اینکه چالش های تنشهای شدید نظامی و دو جنگ ۱۲ و جنگ رمضان را باید به این مسائل اضافه کرد. با این حال، اراده این تیم نشان داد که اولویت آنها، خروج از بنبست خالیفروشی و بازگرداندن اعتماد مشتریان است.
اما در این مسیر، چالشهای داخلی نیز خودنمایی میکنند. وجود ۵۲ هزار خودروی ناقص در خطوط تولید، نشانی از نوعی نامهربانی سیستماتیک است. برخی از قطعهسازان با تکیه بر مطالبات مالی معوقه، مانع از تجاری شدن و سرعت بخشیدن به تولید شدهاند. هرچند مدیریت فعلی وارث یک بدهی سنگین است، اما باید پرسید آیا واقعاً مطالبات مالی دلیل اصلی توقف همکاری است یا بهانهای موجه برای عدم همراهی در شرایط بحرانی؟ حقیقت این است که اگر قطعهسازان با نگاهی جامعتر همراهی کنند، هم جریان نقدینگی برای دریافت مطالبات فراهم میشود و هم با افزایش عرضه، بازار خودرو از حالت تکانخورده خارج خواهد شد.
در هر صورت با نگاهی واقع بینانه عملکرد تیم فعلی ثابت می کند که آنها الفبای تولید را میشناسند و برخلاف الگوهای پیشین، برای فرار از مسئولیت به بهانهجویی روی نیاوردهاند. تعهد به برند سایپا و تلاش برای تسویه حساب با مشتریان، نشاندهنده مسئولیتپذیری این تیم است. بنابراین، تقویت و حمایت از این رویکرد، تنها راه رسیدن به رقابتپذیری و افزایش عرضه در جاده مخصوص است.

نظر شما چیست؟