بنزین در ایران دیگر فقط یک فرآورده نفتی نیست؛ به یکی از جدیترین نمادهای ناکارآمدی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است. قیمت این سوخت از لیتری ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومان ، حالا با نرخ چهارم به ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان رسیده است .اما آیا اینبار یارانه به سفره مردم می رسد یا بازهم راهی باک خودروها می شود ؟
به گزارش مثبت خودرو، با اعلام رسمی نرخ چهارم بنزین سیاست سوختی کشور وارد مرحلهای شده که نمیتوان پیامدهای آن را دستکم گرفت.اما اساسی اینجاست: که چرا یارانه بنزین به باک خودروها رسیده و نه سفره مردم و آیا بعد از این قرار است تغییری در تخصیص یارانه و معیشت مردم ایجاد شود ؟ واقعیت این است که سالهاست دولت برای بنزین یارانه میدهد، اما این یارانه الزاماً به عادلانهترین شکل به مردم نمیرسد. کسی که چند خودرو دارد، بیشتر رانندگی میکند یا خودرویی پرمصرفتر دارد، طبیعتاً بنزین بیشتری مصرف میکند و سهم بیشتری از یارانه پنهان را میگیرد. در مقابل، فردی که خودرو ندارد یا از حملونقل عمومی استفاده میکند، سهم بسیار کمتری از این یارانه دارد.این یعنی سیاست فعلی، به جای آنکه انسانمحور باشد، خودرومحور است.از سوی دیگر، نمیتوان از واقعیت ناترازی بنزین، رشد مصرف، قاچاق و هزینه سنگین یارانه انرژی چشم پوشید. اصلاح قیمت سوخت اجتنابناپذیر است؛ اما مشکل اینجاست که سیاستگذار در ایران معمولاً زمانی به فکر اصلاح میافتد که بحران به نقطه انفجار رسیده است.بنزین ۸۷۲۰۰ تومانی دقیقاً محصول همین تأخیر است.سالها فرصت برای اصلاح تدریجی قیمت، نوسازی ناوگان، توسعه حملونقل عمومی، اسقاط خودروهای فرسوده و تولید خودروهای کممصرف وجود داشت، اما بخش بزرگی از این اصلاحات یا عقب افتاد یا ناقص اجرا شد. حالا صورتحساب این تعللها در قالب نرخهای چندگانه و شکافهای قیمتی عجیب مقابل مردم قرار گرفته است.بدتر آنکه هنوز روشن نیست این نرخ چهارم فقط یک پایلوت محدود است یا مقدمهای برای گسترش یک مدل جدید قیمتگذاری. اگر نرخ ۸۷۲۰۰ تومانی وارد بخش بزرگتری از اقتصاد سوخت شود، نمیتوان اثر آن را فقط در جایگاههای سوخت جستوجو کرد. هزینه حملونقل، توزیع کالا، خدمات و تولید میتواند تحت تأثیر قرار گیرد و موج افزایش قیمتها دوباره به سفره خانوار بازگردد.به بیان دیگر مردم نباید تاوان بیتصمیمی مدیران را بدهند.اگر قرار است یارانه بنزین اصلاح شود، باید یارانه از باک خودرو جدا و به شکل هدفمند به مردم منتقل شود. دولت باید همزمان تکلیف خودروهای پرمصرف، حملونقل عمومی، اسقاط، تولید خودرو و نحوه هزینهکرد منابع حاصل از اصلاح قیمت را مشخص کند.وگرنه بنزین ۸۷۲۰۰ تومانی نه اصلاح اقتصاد سوخت، بلکه انتقال هزینه ناکارآمدی سیاستگذاری به جیب مردم خواهد بود.مسئله دیگر این نیست که بنزین چند تومان است؛ مسئله این است که آیا این سرآغاز حرکت به سمت بنزین تک نرخی است ؟ یا اینکه شیوه کسب درآمد جدید دولت؟

نظر شما چیست؟