صنعت خودروی ایران سالهاست با تحریم، کمبود نقدینگی، ضعف فناوری، سیاستگذاری متناقض و بحران زنجیره تأمین دستوپنجه نرم میکند؛ اما آنچه امروز شرایط را متفاوت کرده، همزمانی همه این فشارها با تشدید تهدیدهای اقتصادی و کاهش توان اقتصاد برای حمایت از یک صنعت بزرگ و پرهزینه است. بنابر این سوال دیگر فقط این نیست که خودروسازی ایران چگونه ادامه میدهد؛ سوال مهمتر این است که تا کجا میتواند دوام بیاورد؟
به گزارش مثبت خودرو، خودروسازی ایران پیشتر نیز تحریم را تجربه کرده و هر بار با تغییر مسیر تأمین، داخلیسازی و استفاده از شرکای جدید توانسته است به فعالیت ادامه دهد.
اما تحریمهای امروز فقط محدودیت واردات قطعه یا خروج شرکای خارجی نیست؛ دسترسی به ارز، نقلوانتقال پول، حملونقل، فناوری، سرمایهگذاری و حتی همکاری با شرکای چینی نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد. گزارشهای اخیر درباره تشدید فشارهای تحریمی نیز نشان میدهد ریسک همکاری اقتصادی با ایران در حال افزایش است.
این یعنی نسخه قدیمی تحریم می شویم، داخلیسازی میکنیم و ادامه میدهیم دیگر به سادگی گذشته جواب نمیدهد.
آمار تولید، زنگ هشدار است
نشانههای این فرسایش را میتوان در آمار تولید ۱۴۰۵ دید. طبق دادههای منتشرشده، تولید کل صنعت خودرو در بهار امسال به ۱۶۶ هزار و ۵۶۶ دستگاه رسید که نسبت به ۲۵۳ هزار و ۲۷۰ دستگاه مدت مشابه سال قبل، حدود ۳۴ درصد کاهش داشته است.
در ایرانخودرو نیز تولید سواری در سه ماه نخست سال با افت بیش از ۱۵ درصدی مواجه شده و وضعیت سایپا حتی نگرانکنندهتر بوده است.
این اعداد فقط کاهش تیراژ نیستند؛ پشت آنها کاهش گردش نقدینگی، فشار بر قطعهساز، افزایش هزینه تولید، رشد مطالبات و در نهایت کاهش توان سرمایهگذاری قرار دارد.
خطر اصلی؛ تمام شدن توان مالی
خودروسازی صنعتی است که حتی برای زنده ماندن به سرمایه در گردش سنگین نیاز دارد. وقتی تورم بالا میرود، ارز گران میشود، قطعه گرانتر تأمین میشود و فروش خودرو نیز به دلیل کاهش قدرت خرید مردم با مشکل مواجه است، یک حلقه خطرناک شکل میگیرد: هزینه تولید بالا میرود، قدرت خرید پایین میآید، نقدینگی کاهش پیدا میکند و سرمایهگذاری عقب میافتد.
از سوی دیگر، دولت نیز نمیتواند برای همیشه هزینههای این صنعت را تأمین کند. اقتصاد ایران خود با کسری بودجه، محدودیت ارزی، تورم و فشارهای ناشی از تحریم مواجه است. بنابراین این پرسش جدیتر میشود که دولت تا چه زمانی و با چه منابعی میتواند نقش ناجی صنعت خودرو را بازی کند؟
مساله فقط تولید نیست
حتی اگر خطوط تولید متوقف نشوند، ممکن است خودروسازی به تدریج از یک صنعت توسعهگرا به صنعتی برای ادامه حیات تبدیل شود؛ یعنی تولید خودروهای قدیمی، کاهش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، فرسایش فناوری، وابستگی بیشتر به چند تأمینکننده و افزایش قیمت تمامشده.
در چنین شرایطی، خودرو تولید میشود اما صنعت خودرو کوچکتر، کمرمقتر و عقبماندهتر خواهد شد. این شاید خطرناکتر از توقف ناگهانی تولید باشد؛ زیرا فرسایش تدریجی کمتر دیده میشود اما آثار آن ماندگارتر است.
نقطه پایان کجاست؟
واقعیت این است که خودروسازی ایران فردا صبح تعطیل نخواهد شد. این صنعت به دلیل اندازه، اشتغال، زنجیره گسترده قطعهسازی و نقش آن در اقتصاد، ظرفیت بالایی برای بقا دارد. اما بقا با توسعه تفاوت دارد.
اگر تحریمها شدیدتر شوند، دسترسی به ارز و فناوری محدودتر شود، سرمایهگذاری ادامه پیدا نکند و سیاستگذاری همچنان میان قیمتگذاری، حمایت، خصوصیسازی و کنترل بازار سرگردان باشد، مسئله دیگر «آیا خودروسازی ایران زنده میماند؟» نیست؛ مسئله این است که چه مقدار از خودروسازی امروز باقی خواهد ماند.
صنعت خودرو ممکن است سالها دوام بیاورد؛ اما بدون اصلاحات واقعی، هر سال بخشی از توان، سرمایه، فناوری و اعتبار خود را از دست خواهد داد. خطر اصلی برای جاده مخصوص، یک انفجار ناگهانی نیست؛ فرسایش آرامی است که شاید روزی متوجه شویم دیگر چیزی برای فرسوده شدن باقی نمانده است.

نظر شما چیست؟