به گزارش مثبت خودرو، صنعت خودروی ایران سالهاست با چالشی روبهروست که آثار آن را میتوان در بخشهای مختلف این مجموعه مشاهده کرد: قیمتگذاری دستوری.قیمتگذاری دستوری، که در ظاهر با هدف حمایت از مصرفکننده و جلوگیری از افزایش بیرویه بهای تمام شده اجرا میشود، در عمل میان واقعیتهای اقتصادی و الزامات اداره یک بنگاه صنعتی […]
به گزارش مثبت خودرو، صنعت خودروی ایران سالهاست با چالشی روبهروست که آثار آن را میتوان در بخشهای مختلف این مجموعه مشاهده کرد: قیمتگذاری دستوری.قیمتگذاری دستوری، که در ظاهر با هدف حمایت از مصرفکننده و جلوگیری از افزایش بیرویه بهای تمام شده اجرا میشود، در عمل میان واقعیتهای اقتصادی و الزامات اداره یک بنگاه صنعتی فاصلهای جدی ایجاد کرده است. این فاصله، بهویژه زمانی که تورم، نوسانات نرخ ارز و افزایش هزینه مواد اولیه و قطعات به صنعت تحمیل میشود، به عنوان یکی از موانع اصلی تولید قد علم میکند.
• اما چرا این نسخه منسوخ، قدیمی و ناکارآمد هنوز روی میز سیاستگذاران صنعتی کشور قرار دارد؟
کارشناسان معتقدند پاسخ این سوال به تعبیری بازمیگردد که سالهاست بر این سازوکار سایه انداخته. اینکه هرگونه اصلاح قیمت بهسرعت «گران کردن خودرو» تعبیر شده و مسیر بروزرسانی قیمت براساس واقعیات اقتصادی را مسدود میکند؛ الگویی که بارها اصلاح قیمتی بنزین را به تعویق انداخت. حال آنکه بروزرسانی قیمت، به معنای هماهنگسازی قیمت فروش با هزینههای واقعی تولید است، نه تحمیل افزایش قیمت به مصرفکننده. این خلط مفهومی، سالهاست اجازه نداده قیمت خودرو با واقعیتهای اقتصادی همگام شوند و در نتیجه، فاصله میان قیمت مصوب و هزینه واقعی تولید هر روز بیشتر و بیشتر شده است.
• مدافعان قیمت گذاری دستوری چه میگویند؟
مهمترین استدلال موافقان قیمتگذاری دستوری، حمایت از مردم در برابر افزایش قیمت خودرو است. دغدغهای که در شرایط تورمی ایران کاملاً قابل درک است. خودرو برای بسیاری از خانوارها هم کالای سرمایهای و ابزار امرار معاش است و افزایش قیمت آن میتواند فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند. سوال اما اینجا بود که آیا پایین نگه داشتن قیمت رسمی، بهتنهایی به معنای ارزانتر شدن خودرو برای مصرفکننده است؟
واقعیت بازار در یکی دو دهه گذشته به این سوال پاسخ منفی میدهد. سیاستی که با شعار حمایت از مصرفکننده آغاز شد، در عمل او را هم از دریافت خودرو به قیمت کارخانه، هم از کیفیت و ایمنی و هم از قیمت پیشبینیپذیر محروم کرده و یادآور شد حمایت واقعی از مصرفکننده، صرفا پایین نگه داشتن قیمت روی کاغذ نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که مردم بتوانند خودرویی باکیفیتتر، ایمنتر با هزینه مالکیت کمتر خریداری کنند.
مروری گذرا بر تاریخچه صنعت خودروسازی زیر سایه سرکوب قیمتی نشان میدهد جابهجایی تعبیر «واقعی کردن قیمت» و «گران کردن» بازی با کلمات یا مناقشه لفظی میان نهادهای تنظیمگر و تولیدکننده نبود؛ بازی با سرنوشت یک صنعت و به تبع آن، ایمنی و رفاه میلیونها خریدار خودرو بود. به بیان دقیقتر، آنچه در ظاهر یک منازعه بر سر واژهها به نظر میرسید، در عمل تعیینکننده این بود که آیا صنعت خودرو توان نوسازی دارد یا نه؟ آیا خودروی تولیدی ایمن است یا نه؟و آیا مصرفکننده در نهایت خودرویی باکیفیت و بهصرفه میخرد یا نه؟

نظر شما چیست؟