تصمیمهای بزرگ در صنعت خودرو، تنها با اعلام تغییر مالکیت به نتیجه نمیرسند؛ معیار اصلی، عملکرد ساختاری است که پس از واگذاری شکل میگیرد. تجربه واگذاری ایرانخودرو، ضرورت بررسی دقیقتر ابعاد مدیریتی، مالی و رقابتی خصوصیسازی را برجسته میکند و اکنون در پرونده سایپا این فرصت وجود دارد که دولت با تعریف معیارهای شفاف برای انتخاب خریدار، از تکرار اشتباهات احتمالی جلوگیری کند.
به گزارش مثبت خودرو، در فرآیند واگذاری یک خودروساز بزرگ، باید میان خریدار برخوردار از منابع مالی و سرمایهگذاری که توان واقعی توسعه یک بنگاه صنعتی را دارد، تفاوت قائل شد. سایپا شرکتی با ظرفیتهای تولیدی، نیروی انسانی، شبکه تأمین و نیازهای فناورانه گسترده است. اداره و توسعه چنین مجموعهای به شناخت دقیق صنعت خودرو و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد؛ بنابراین، انتخاب خریدار نباید صرفاً بر مبنای پیشنهاد مالی یا وعدههای سرمایهگذاری انجام شود.
نخستین معیار، توانایی تزریق نقدینگی واقعی است. خریدار باید منابع مالی مستقل و قابل اتکا داشته باشد و بتواند هزینههای موردنیاز برای اصلاح ساختار، توسعه محصول و افزایش بهرهوری را تأمین کند. استفاده از تسهیلات دولتی برای تأمین منابعی که قرار است به سایپا تزریق شوند، نمیتواند جایگزین سرمایهگذاری واقعی بخش خصوصی شود. یکی از اهداف اصلی واگذاری باید کاهش وابستگی شرکت به منابع عمومی و انتقال مسئولیت اقتصادی به مالک جدید باشد.
معیار دوم، اهلیت حرفهای و صنعتی است. متقاضی باید از تجربه معتبر در صنعت خودرو، شناخت زنجیره تأمین، آشنایی با ظرفیتهای تولیدی سایپا و سابقه قابل ارزیابی در عرضه موفق خودرو در بازار ایران برخوردار باشد. این موارد باید در کنار توان مدیریتی و برنامه مشخص برای اداره شرکت بررسی شوند. برخورداری از سرمایه، بدون دانش و تجربه لازم، لزوماً به عملکرد موفق منجر نخواهد شد.
معیار سوم به آینده سایپا مربوط میشود. خریدار باید برنامهای مدون و بلندمدت برای توسعه محصولات، ارتقای کیفیت، بهبود خدمات پس از فروش، افزایش بهرهوری و تقویت توان فناورانه شرکت ارائه کند. همچنین باید مشخص باشد که چگونه قصد دارد ظرفیتهای سایپا را در راستای حضور مؤثرتر در زنجیره جهانی خودرو به کار گیرد. برنامهای که فاقد اهداف روشن، زمانبندی اجرایی و تعهدات قابل ارزیابی باشد، نمیتواند مبنای مطمئنی برای واگذاری قرار گیرد.
در کنار این شروط، حفظ رقابت در صنعت خودرو باید بهعنوان یک اصل اساسی در نظر گرفته شود. استفاده از مفاهیمی مانند یکپارچهسازی و یکدستسازی نباید بهانهای برای تمرکز بیش از اندازه بازار یا محدود شدن استقلال رقابتی سایپا باشد. هر تصمیمی درباره مالکیت این شرکت باید با پیامدهای آن بر ساختار بازار و منافع مصرفکنندگان سنجیده شود.
واگذاری موفق سایپا نیازمند ترکیب سه عامل اساسی است: سرمایه واقعی، اهلیت حرفهای و برنامه توسعه بلندمدت. دولت با تعیین ضوابط شفاف و ارزیابی دقیق متقاضیان میتواند زمینهای فراهم کند که خصوصیسازی به تحول واقعی این خودروساز بینجامد؛ تحولی که هم توان صنعتی کشور را تقویت کند و هم رقابت را در بازار خودرو زنده نگه دارد.

نظر شما چیست؟