توقف واردات خودروهای لوکس با دستور رئیسجمهور، در نگاه اول تصمیمی ساده و حتی جذاب است؛ در اقتصادی که مردم با تورم، کاهش قدرت خرید و بحران ارزی دستوپنجه نرم میکنند، گفتن اینکه «لوکسها وارد نشوند» پیام روشنی دارد. اما سؤال مهم این است: آیا این تصمیم یک سیاست اقتصادی است یا انتخاب یک نماد جذاب برای افکار عمومی؟
به گزارش مثبت خودرو، دولت تا همین چند هفته قبل، مسیر واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور را پذیرفته بود و این مسیر برای سال ۱۴۰۵ نیز ادامه داشت. بعد، دامنه واردات به خودروهایی رسید که دیگر نمیشد آنها را خودروی موردنیاز عموم بازار دانست اضافه شدن مرسدسبنز میباخ به فهرست برندهای قابل واردات، نقطه اوج این مسیر بود. کمی بعد نیز بانک مرکزی نسبت به واردات خودروهای لوکس موضع گرفت و موضوع کد ساتا و ملاحظات ارزی به گلوگاه اجرای این سیاست تبدیل شد. حالا اتابک میگوید با دستور پزشکیان، حتی ایرانیان خارج از کشور نیز امکان واردات خودروهای لوکس را نخواهند داشت.
پوپولیسم یا اصلاح سیاست؟
ممنوعیت واردات خودروهای لوکس بهخودیخود پوپولیسم نیست. اگر دولت تشخیص داده در شرایط محدودیت ارزی، واردات خودروهای فوقگرانقیمت اولویت ندارد، میتواند یک تصمیم اقتصادی باشد.اما خطر از جایی آغاز میشود که «لوکس بودن» جای «مسئله اصلی» را بگیرد.مسئله بازار خودرو ایران، میباخ نیست. مسئله، افت تولید، کاهش قدرت خرید، فاصله قیمت با درآمد مردم، بحران تأمین ارز و قطعه و وارداتی است که هنوز نتوانسته اثر متناسبی بر بازار بگذارد.ممنوع کردن چند خودروی گرانقیمت، هیچکدام از این مشکلات را حل نمیکند.
دولت قبل از میباخ کجا بود؟
پرسش اصلی این است: اگر واردات لوکسها از ابتدا با سیاست ارزی دولت سازگار نبود، چرا مسیر آن تا مرحله ورود میباخ باز شد؟چرا مجوز صادر شد؟ چرا برندهای گرانقیمت در فهرست قرار گرفتند؟ چرا سازوکار خدمات پس از فروش آنها بررسی شد؟ و چرا بانک مرکزی بعداً مقابل این مسیر ایستاد؟این پرسشها از خود ممنوعیت مهمترند.مسئله فقط این نیست که چه خودرویی ممنوع شد؛ مسئله این است که چه فرآیندی اجازه داد ابتدا مجاز شود.
نمایش عدالت با خودرو
اتابک پیشتر از صدور مجوز واردات حدود ۷۵ هزار خودرو سخن گفته و تأکید کرده بود تمرکز اصلی بر خودروهای اقتصادی است؛ در عین حال، برای خودروهای خاص نیز مجوزهایی وجود داشت.حالا دولت با توقف لوکسها یک پیام ساده و عمومی میفرستد: در شرایط سخت اقتصادی، خودروهای اشرافی اولویت کشور نیستند.پیام قابل فهم است؛ اما اقتصاد خودرو با پیام اداره نمیشود.اگر مشکل، ارز است، باید درباره کل سبد واردات، منشأ ارز، میزان ارزبری و اولویت کالاها تصمیم گرفته شود؛ نه فقط درباره خودروهایی که بیشترین قابلیت دیدهشدن در شبکههای اجتماعی را دارند.
پوپولیسم جدید؟
اگر تصمیم دولت حاصل یک محاسبه روشن ارزی و اقتصادی است، باید همان محاسبه شفاف شود.اما اگر «میباخ» قرار است به نماد مبارزه با تجمل و حمایت از مردم تبدیل شود، باید مراقب بود سیاست اقتصادی به سیاست نمایشی تبدیل نشود.پوپولیسم جدید شاید دیگر با وعده بنزین ارزان و مسکن ارزان شروع نشود؛ شاید اینبار با گفتن «میباخ وارد نمیکنیم» خودش را نشان دهد.مسئله میباخ نیست؛ مسئله این است که دولت برای بازار خودرو برنامه دارد یا فقط هر چند وقت یکبار یک «دشمن لوکس» برای آن معرفی میکند؟

نظر شما چیست؟