در دنیای مدیریت، امانتداری تنها یک واژه نیست، بلکه ستون فقرات هرگونه تعامل میان تولیدکننده و مصرفکننده است. اما امروز بهطور مشخص در مورد شاهین سایپا، شاهد وضعیتی هستیم که مشتریان با تأخیری بلندمدت و فرسایشی در تحویل خودرو مواجهاند. آیا تعهدات معوق سایپا؛ حقالناس سنگین بر دوش مدیران سابق نیست؟
به گزارش مثبت خودرو، درست است که تیم مدیریتی فعلی با تمام توان در تلاش است تا این گرههای کور را باز کند و تعهدات معوقه را ایفا نماید، اما باید پرسشی بنیادین را مطرح کرد: چه کسی مسئول این وضعیت است و این مسئولان کجای مسیر اشتباه کردند؟بررسی واقعیات نشان میدهد که مدیران دورههای پیشین، با رویکردی غیرمسئولانه، به «خالیفروشی» روی آوردند. آنها بدون توجه به ظرفیت واقعی تولید و بدون تحلیل دقیق منابع، تعهداتی ایجاد کردند که در واقعیت، هیچ امکان عملی برای اجرای آنها وجود نداشت. این اقدام، نه یک اشتباه مدیریتی ساده، بلکه نوعی «خیانت در امانت» است. وقتی مدیری در جایگاه تصمیمگیر، کالایی را میفروشد که میداند توان تحویل آن را ندارد، در واقع نه تنها به مشتری، بلکه به کل جامعه و اعتماد عمومی خیانت کرده است.
نکته تلخ و تأملبرانگیز اینجاست که بسیاری از این مدیران، در فضای عمومی خود را افرادی بسیار متدین، مؤمن و مقید به آموزههای اخلاقی اسلام معرفی میکنند. اما باید از آنها پرسید: آیا تضاد میان «ادعای تقوا» و «رفتار مدیریتی» در سطح پذیرفتنی است؟ در آموزههای اسلامی، «حقالناس» مقولهای است که هیچگاه با توبه ساده یا عبادات فردی پاک نمیشود؛ چرا که پروردگار عالم، بخششِ حقوق بندگان را به خودِ بندگان واگذار کرده است. ایجاد تعهدات دروغین، دریافت وجه از مردم و سپس راندن آنها به سوی انتظار بیپایان، دقیقاً مصداق بارز تضییع حقالناس است. آیا کسی که ادعای ایمان دارد، نمیداند که هر ریال از پول مردم که در قالب تعهدی غیرقابلاجرا دریافت شده، یک دین سنگین بر گردن اوست که در پیشگاه عدالت الهی پاسخگو خواهد بود؟
متأسفانه، آنچه پس از این تخلفات دیدیم، نه شجاعت پذیرش اشتباه و نه عذرخواهی صادقانه بود، بلکه سکوتی معنادار و فرار از پاسخگویی. این الگوی رفتاری نشان میدهد که برای این افراد، رضایت مردم و حقوق مصرفکنندگان هیچ جایگاهی نداشته است. گویا هدف نهایی آنها، تنها جلب رضایت بالادستها و ارائه گزارشهای خوشرنگ و لعاب از فروشهای صوری بوده است، حتی اگر به قیمت نابودی اعتماد مردم و ایجاد بحرانی انسانی در سطح هزاران خانواده باشد.
امانتداری در مدیریت، یعنی صادق بودن در مورد توانمندیها. مدیرانی که امروز در سایه گم شدهاند، نهتنها نتوانستند امانتدار سرمایههای مردم باشند، بلکه با تکیه بر نقابهای اخلاقی، بیش از پیش به این اعتماد آسیب زدند. امروز اگر تیم فعلی در حال پاکسازی آثار این تخریبهاست، باید به یاد داشت که هرچه تلاش برای جبران بیشتر باشد، نشاندهنده عمق فاجعهای است که مدیران قبلی بر جای گذاشتهاند. عدالت، تنها زمانی برقرار میشود که علاوه بر تحویل خودروها، پاسخگویی قانونی و اخلاقی مدیران مقصر، در دستور کار قرار گیرد؛ چرا که حقالناسی که با وعدههای توخالی فروخته شد، هرگز باe سکوت فراموش نمیشود.

نظر شما چیست؟