در اقتصادی که جایگزینهای کارآمد حملونقل عمومی نادیده گرفته و به رانت ناعادلانه عادت کرده است، گرانسازی بنزین نه به کاهش مصرف، بلکه به تنگنای معیشتی منجر میشود؛ سیاستی که ریشه در اشتباهات مدیریتی دو دهه پیش دارد و اکنون سفرههای مردم را هدف قرار داده است.
به گزارش مثبت خودرو، هر چند توزیع یارانه سوخت یکی از ناعادلانه ترین و در عین حال مخرب ترین رانت های اقتصاد ایران به شمار می رود.اما آیا با افزایش قیمت بنزین ریشه این روند نابجا خشک می شود؟ این در حالی است که ریشه بحران امروز، در یک تصمیم استراتژیک غلط در دو دهه پیش نهفته است. تثبیت قیمت ها و ترویج فرهنگ مصرف بیرویه در سالهای پیش، نه از روی سخاوتمندی، بلکه ناشی از قصور شدید در توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی و صد البته سیاست های پوپپلیستی بود. دولتها سالها اجازه دادند خودرو به تنها ابزار جابهجایی تبدیل شود و سیستمهای مترو و اتوبوس را نادیده گرفتند؛ در واقع جامعه را به وابستگی مطلق به بنزین سوق دادند. حالا، آن تصمیم اشتباه به یک مشکل اساسی برای اقتصاد و زندگی مردم بدل شده است. وقتی زیرساختها تغییر نکردند، گران کردن سوخت دیگر یک راهکار نیست، بلکه تنبیه مردمی است که هیچ سهمی از مصرف سوخت و حملونقلی شایسته ندارند.کاهش مصرف یا کوچک شدن سفرهها؟سوال اساسی اینجاست که آیا گران شدن بنزین واقعا مصرف را کاهش میدهد؟ در تئوریهای اقتصادی، شاید بله؛ اما در واقعیتِ ایران، پاسخ خیر است. در اقتصادی که جایگزینهای کارآمد وجود ندارد، بنزین یک کالای ضروری است، نه یک کالای لوکس . وقتی شهروندان به دلیل فقدان حمل و نقل مناسب برای رسیدن به مقصد مجبور به استفاده از خودرو است، گران شدن سوخت باعث نمیشود او کمتر سفر کند یا خانهاش را به محل کارش نزدیک کند؛ بلکه باعث میشود از هزینههای حیاتی دیگر زندگیاش، یعنی غذا، آموزش و بهداشت، بکاهد تا بتواند مخزن خودرویش را پر کند.در واقع، بنزین گران در ایران، منجر به بهینهسازی مصرف نمیشود، بلکه منجر به تنگنای معیشتی می شود. این فشار اقتصادی، زنجیرهای از گرانیها را فعال میکند؛ چرا که تمام کالاهای بازار بر دوش کامیونها و تریلیها جابهجا میشوند. هر ریالی که به قیمت سوخت اضافه شود، مستقیماً روی قیمت یک عدد تخممرغ یا یک کیلو برنج در بازار اثر میگذارد و در نهایت، فشار را به سفرههای مردم منتقل میکند. تازیانه برای مردم، پاداش برای بیکفایتی افزایش قیمت بنزین بدون ایجاد جایگزینهای سریع، ارزان و سراسری، تنها نتیجهاش کوچکتر شدن چسفرهها و تشدید تورم است. گران کردن سوخت در حالی که زیرساختهای شهری تغییر نکردهاند، شبیه این است که کسی ابتدا دست و پای بیمار را ببندد و سپس او را به دلیل ناتوانی در دویدن سرزنش کند. این سیاست، نه تنها مصرف را کاهش نمیدهد، بلکه عدالت اجتماعی را به شدت تخریب کرده و فشار را بر اقشار پایین جامعه میافزاید.

نظر شما چیست؟